Menu
شاخه
توسعه فرهنگ شهرنشینی و نقش مدیریت شهری
1393/11/8
توسعه فرهنگ شهرنشینی و نقش مدیریت شهری

شهروندان – دکتر علی اصغر خانی:
فرهنگ شهرنشینی مجموعه ای از قانونمندی های حاکم بر زندگی افراد جوامع شهری است که بدون حاکمیت این قانونمندی ها، زندگی شهرنشینی به واقعه ای تلخ، غیر قابل تحمل برای پیر و جوان و خرد و کلان مبدل می شود.

علی اصغر خانیامروزه یکی از کارآمدترین ساز و کارهای مدیریت شهری برای رسیدن به مناسبات اجتماعی مطلوب و کاهش هزینه های وارده بر شهر توجه و برنامه ریزی برای ارتقای فرهنگ شهرنشینی در بین شهروندان است.آموزش و توانمندی سازی شهروندان برای ارتقای دانش، تقویت مهارت ها، کسب عادت های صحیح زندگی اجتماعی و به روز رفتارهای مطلوب شهروندی به ویژه در راه بهره گیری مناسبات از امکانات شهری از جمله ضرورت های مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهرنشینی قلمداد می شود.

باید توجه داشت مدیریت شهری ابزاری است که به وسیله آن می توان توسعه پایدار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به وجود آورد.در چنین فرایندی مدیریت شهری به خصوص شهرداری ها، می توانند به عنوان کارگزاران محلی به بهبود مناسبات اجتماعی شهروندان کمک کنند.

از نظر فرهنگی شهر خوب و مطلوب علاوه بر مدیریت شهری کارآمد نیازمند شهروندانی آگاه و آشنا به حقوق وظایف شهروندی است بنابراین مدیریت شهری باید برای آگاه سازی عمومی و ایجاد و ارتقای فرهنگ شهر نشینی، گسترش شهروند مداری و آموزش شهروندان در زمینه های مختلف، کارکرد و فعالیت فرهنگی داشته باشد.

مدیریت شهری و در راس آن شهرداری ها در فرآیند تحول و توسعه شهری نه فقط در ابعاد اقتصادی و عمرانی آن نقش و جایگاه ویژه ای دارند بلکه با تغییر و تحولات پر شتاب اجتماعی و فرهنگی و گسترش جمعیت شهرنشینی، باید برای پاسخ گویی به مطالبات فزاینده فرهنگی و اجتماعی اسباب و تمهیدات لازم را فراهم کنند.

یکی از وظایف مدیران جامعه، شناخت و تقویت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعی بر گسترش آن است.از دیگر وظایف مدیران، سعی در شناخت نقاط ضعف فرهنگی آن جامعه از طریق اشاعه فرهنگ های سازنده است.کالبد شکافی ضرورت مداخله و تاثیرگذاری مدیریت شهری در امور فرهنگی و اجتماعی و چگونگی اجرایی شدن آن، یکی از مسائل مهمی است که باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

شهروندان ساکن شهر از مدیریت شهری و شهرداری ها نه تنها رسیدگی به وضعیت عمرانی، کالبدی و اقتصادی و خدماتی شهر را انتظار دارند، بلکه فراهم کردن زمینه حمایت اجتماعی، روابط شهروندی، ساماندهی امور اجتماعی و فرهنگی، فراهم کردن امنیت اجتماعی و روانی و نظایر این ها را می طلبند ؛ هرچند که در سالهای اخیر به این امر خطیر؛ توجه خاص شده است ؛ ولی احساس می شود که برای جبران معضلات دهه های گذشته تلاش مضاعفی مورد نیاز است.
http://www.shahrwandan.ir
توسعه فرهنگ شهرنشینی و نقش مدیریت شهری شهروندان – دکتر علی اصغر خانی: فرهنگ شهرنشینی مجموعه ای از قانونمندی های حاکم بر زندگی افراد جوامع شهری است که بدون حاکمیت این قانونمندی ها، زندگ...
شهروند كیست؟
1393/11/8
شهروند كیست؟

نیم نگاهی بر تاریخ اجتماعی ایران كافی است تا دریابیم كه همواره در این خاك حكومتهایی كه تنها چهره عوض كرده ولی در جان با یكدیگر یكسان بوده اند ( از حكومتهای شاهنشاهی پیش از اسلام گرفته تا حكومتهای اسلامی خلفا و سپس سلسله هایی كه خوش نامترین آنها صفویان بوده اند ) مردم را رعایا و یا گوسفندان راه گم كرده نامیده و باز هم تنها به همین دلیل كه آنها را فاقد ادراك وشعور تصور می كردند هیچگونه حقی برای آنها قائل نشده و تنها در مواقع دریافت مالیات و یا بروز جنگ و خدمت سربازی اجباری به حساب می آوردند و در غیر این موارد این مردم زجر كشیده نه فقط از هیچ حقوقی برخوردار نبودند بلكه دیده هم نمی شدند. حكومت های خودكامه تنها منافع و حقوق خویش را می نگریستند و لازمه رسیدن به این منافع نفی هرگونه حق برای ملت بود. منافع حكام  تكالیفی را بر دوش ملت تحمیل می كرد و بدین ترتیب ظلمی دو چندان بر گرده مردم این بوم وارد می آورد افرادی بدون هیچ گونه حقوق و با وظایفی كمرشكن. گاه حكومت جور چنان بود كه پا را از تعرض به اموال رعایا فراتر نهاده و به جان و ناموس آنان دست درازی می كرد، اگر كشاورزی توانایی پرداخت مالیات سرانه را نداشت معادل آن مالیات را از اسارت ویا فروش فرزندان وی تامین می كردند تاریخ این مرز پوشیده از برگه هایی چنین سیاه است.

لازمه حكومت های دیكتاتوری و شاهنشاهی، یك فرمانروا و جماعت انبوهی فرمانبر است كه همواره با واژه رعیت مورد خطاب قرار می گیرند و هر چه آگاهی های فرمانبران كمتر، عمر دیكتاتوری و فرمانروایی بیشتر. ولی در پیشرفته ترین نوع حكومت یعنی مردم سالاری ، دیگر فرمانروایی فرد سكه ایی بی رونق است در این نوع حكومت منتخبان ملت از سوی آنان حكومت می كنند. در اینجاست كه جماعت انبوه فرمانبران نه رعیت كه شهروند نامیده می شوند و بر عكس صورت قبلی كه عدم آگاهی ، تداوم حكومت دیكتاتوری را سبب می شد در این نوع حكومت آگاهی مایه تداوم و قوام حكومت است. جامعه مردم سالار از یك جامعه بی شكل و توده مردم خارج شده و به یك جامعه مدنی تبدیل می شود. " جامعه مدنی جامعه سازمان یافته و منظمی است كه به گفته هگل بر اساس نظام  وابستگی متقابل بنا می شود و با ایجاد آن، جامعه از حالت پاشیدگی و تفرقه درمی آید. میان اجزای آن پیوندهای متقابل برقرار می شود. مجموعه ای از لایه ها و نهادهای اجتماعی رابطه شهروندان و دولت را تنظیم می كند."(1)

نسبت میان شهروند ، جامعه مدنی و حكومت مردم سالار همانند نسبت میان دانه ودرخت ومیوه است وهرسه لازم وملزوم یكدیگرند . در اینجا لازم است تعریفی از واژه  شهروند ارائه گردد . آیا تنها ساكن بودن به مدت مشخص در یك شهر موجب می شود كه فرد شهروند نامیده شود؟ " مفهوم شهروندی اگرچه دارای یك تاریخ طولانی است اما هنوز مبهم و مساله دار است... و تا حد زیادی وابسته به زمینه خاص كشورها می باشد. شهروندی مقوله ایی است كه با مفهوم فرهنگ هر جامعه گره خورده است و از آنجا كه فرهنگ هر مرز و بوم ناشی از سه قلمرو اساسی فعالیت های اجتماعی، فضای سیاسی و وضعیت اقتصادی آن جامعه است، فرهنگ هر جامعه ای كاملاً منحصر به فرد و هر فرهنگی نیز شهروند ویژه خود را می طلبد."(2)

 در تعریف شهروند می توان گفت كه شهروند كسی است كه حقوق فردی و جمعی خود را می شناسد و از آنها دفاع می كند، قانون را می شناسد و به آن عمل می كند و از طریق آن مطالبه می كند، از حقوق معینی برخوردار است. می داند كه فرد دیگری هم حضور دارد و دفاع از حقوق او یعنی دفاع از حقوق خودش و فردی كه در امور شهر مشاركت دارد. پس شهروند نه تنها به معنای سكونت در یك شهر به مدت مشخص كه به معنای مجموعه ایی از آگاهی های حقوقی، فردی و اجتماعی است. به این ترتیب چند درصد از ساكنین شهرهای ما شهروند هستند.؟ چند درصد از مردم كشورما به حقوق خود كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی طی 24 اصل ( از اصل 19 تا 42 قانون اساسی) بر آن تاكید شده آگاهی دارند.؟ و یا آموزش و پرورش كشور ما كه مسئولیت تربیت و پرورش نسل آینده كشور را به عهده دارد چه مقدار در تربیت شهروندی كوشیده است.؟ و یا شهروند مطلوب جمهوری اسلامی ایران باید دارای چه ویژگی هایی باشد. ؟

عناصری نظیر هویت ملی و تعلقات اجتماعی- فرهنگی و مشاركت سیاسی از عناصر مهم در مفهوم شهروندی است ولی متاسفانه در سالهای اخیر كاهش حس ملیت گرایی و ناآگاهی و یا واپس زدگی جوانان و نوجوانان كشورمان نسبت به عناصر فرهنگی نشان از قصور آموزش و پرورش در تربیت شهروند مطلوب دارد.

در یك جامعه مدنی حقوق یك فرد عبارتند از:" حقوق اساسی به معنای حقوق بنیادی شهروندان یك جامعه، حقوق سیاسی به معنای حق مشاركت در فرآیندهای سیاسی، حقوق اجتماعی كه در برگیرنده حقوق اقتصادی و نیز حداقل استانداردهای زندگی درتسهیلات اجتماعی است."(3)

حقوق ملت در قانون اساسی طی اصل های 19 تا 42 حقوق بنیادی تك تك افراد ملت ایران را چنین برمی شمرد:( آنچه می آید خلاصه ایی از متن اصول است بدون مخدوش شدن مفهوم آن):

1. حق تساوی بدون درنظر گرفتن، رنگ، نژاد و زبان( اصل 19)

2. برابری زن و مرد تحت حمایت قانون( اصل 20)

3. رعایت حقوق زن بر اساس موازین اسلامی( اصل 21)

4. مصونیت حیثیت جان، مال، حقوق، مسكن و شغل افراد( اصل 22)

5. ممنوعیت تفتیش عقاید( اصل 23)

6. آزادی نشریات و مطبوعات( اصل 24)

7. ممنوعیت هرگونه تجسس در نامه، مكالمات تلفن و مخابراتی...( اصل 25)

8. آزادی احزاب و جمعیت ها اعم از سیاسی و صنفی و دینی با رعایت احترام به اصول جمهوری اسلامی( اصل 26)

9. آزادی تجمعات و راه پیمایی ها( بدون حمل اسلحه) ( اصل 27)

10. آزادی در انتخاب شغل( اصل 28)

11. برخورداری از تامین اجتماعی(اصل 29)

12. آموزش و پرورش رایگان( اصل 30)

13. داشتن مسكن مناسب( اصل 31)

14. ممنوعیت دستگیری بدون حكم قانونی، در صورت وجود حكم قانونی، تفهیم اتهام بلافاصله و به صورت كتبی باید انجام شود. ( اصل 32)

15. ممنوعیت تبعید و یا اقامت اجباری بدون دلایل قانونی( اصل 33)

16. دادخواهی حق مسلم هر فرد است( اصل 34)

17. حق انتخاب وكیل(اصل 35)

18. حق اعمال مجازات تنها از سوی دادگاه و به حكم قانون( اصل 36)

19. اصل بر برائت است مگر عكس آن ثابت شود( اصل 37)

20. ممنوعیت هر گونه شكنجه( اصل 38)

21. ممنوعیت هتك حرمت متهمان( اصل 39)

22.  اعمال حق نباید وسیله اضرار به دیگران و یا تجاوز به منافع عمومی گردد( اصل 40)

23. تابعیت ایرانی حق هر فرد ایرانی است( اصل 41)

24. اتباع خارجی می توانند به تابعیت ایرانی درآیند( اصل 42)

 و اما در تشریح حقوق سیاسی هر فرد می توان موارد زیر را ذكر كرد:

"1. حق رای دادن در انتخابات؛

2. مشاركت در مباحث سیاسی،

3. عضویت در احزاب؛

4. فعالیت در تبلیغات انتخاباتی؛

5. برقراری ارتباط با سیاستمداران؛

6. تلاش برای به دست آوردن پست های ویژه نظیر عضویت در شورای شهر و..."(4)

متاسفانه در سالهای گذشته هیچ پژوهشی ، درباره ویژگی و چیستیِ  شهروند مطلوب در كشورمان انجام نگرفته است. علاوه بر این نبود دروسی در زمینه حقوق و وظایف شهروندی در دروس مدارس خود باعث فقر آگاهی مردم ما نسبت به حقوقشان شده است ، و همه اینها سبب شده است كه مردم ما آگاهی های بسیار اندكی درباره حقوق و وظایف خود داشته باشند در نتیجه آنانكه امروزه در شهرها ساكنند را نمی توان شهروند نامید. آنان توده های مردمی در حال گذار به شهروندی هستند. " پژوهشی توسط " لی ونگ آن "در سطح آسیا انجام شده و 13 ویژگی زیر را برای شهروند مؤثر برشمرده است:

1. از حوادث و مشكلات جاری جامعه آگاهی داشته باشد.

2. در مسائل ، مشكلات و امور جامعه ملی و محلی مشاركت فعال داشته باشد.

3. در قبال وظایف و نقش های تفویض شده مسئولیت پذیر باشد.

4. نگران و دل مشغول رفاه و آسایش دیگران باشد.

5. رفتار و عملكرد وی مبتنی بر اصول اخلاقی باشد.

6. نسبت به قدرت افرادی كه دارای موقعیت مدیریتی و نظارت هستند پذیرش داشته باشند.

7. توانایی بررسی و انتقاد از عقاید و ایده ها را دارا باشد.

8. توانایی اتخاذ تصمیمات آگاهانه را دارا باشد.

9. درباره حكومت و دولت خود آگاهی و دانش كافی داشته باشد.

10. دارای حس وطن پرستی باشند.

11. نسبت به مسئولیت های خاص پذیرش و مسئولیت داشته باشد.

12. از جامعه جهانی و مسائل و روندهای آن آگاهی داشته باشد.

13. به وجود تكثر و تنوع در جامعه احترام قائل باشد.(5)

به هر روی زندگی شهری یك زندگی جمعی است و برای موفقیت در این نوع زندگی بایستی فردگرایی ومنفعت طلبی تا حدودی مهار شده و اخلاق جمعی رواج یابد ، شهروند كسی است كه هم خویش و منافع خویش را بنگرد وهم منافع دیگران را در نظر آورد و در سایه همكاری و همراهی با دیگران و پذیرش مسئولیتها شرایط بهتری را برای خویش ودیگران فراهم سازد . در این میان شوراهای شهر جایگاه مناسبی برای تمركز فعالیتها وابتكارات مردمی برای حل مسائل شهری ودستیابی به سطح بالاتری از رفاه است . و باید مراقب بود كه  شوراهای شهر به عرصه ایی برای رقابتهای سیاسی و یا سكوی پرتاب به مجلس شورای اسلامی و یا پستهای دیگر دولتی تبدیل نگردد . این شوراها در اولین گام مسئول رواج فرهنگ شهروندی و درگام بعدی مسئول ساماندهی به مسائل ومشكلات شهری هستند كه امیدورایم در سایه افزایش آگاهی های مردم نسبت به حقوق و توانایی ها، شاهد این تحول باشیم چه در این صورت وضعیت شهرهای ما با جهشی بزرگ به سوی توسعه همه جانبه پیش خواهد رفت . به امید آن روز.

پی نوشتها :
فتحی واجارگاه - كورش و دیباواجاری – طلعت ، تربیت شهروندی ، ص 15

همان 17

همان 42

همان 45و46

همان 70
http://www.tebyan.net
شهروند كیست؟ نیم نگاهی بر تاریخ اجتماعی ایران كافی است تا دریابیم كه همواره در این خاك حكومتهایی كه تنها چهره عوض كرده ولی در جان با یكدیگر یكسان بوده اند ( از حكومتهای شاهنشاهی پیش از اسلام...
شهروندان مسئولیت پذیر چگونه اند؟
1393/11/8
شهروندان مسئولیت پذیر چگونه اند؟
شهروند

یک شهروند یک عضو رسمی یک شهر، ایالت یا کشور است. این دیدگاه، حقوق و مسئولیت‌هایی را به شهروند یاد آور می‌شود که در قانون پیش بینی و تدوین شده‌است.

در واقع حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تامین آن حقوق بر عهده مدیران شهری(شهرداری)، دولت یا به طور کلی قوای حاکم می‌باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت‌ها«حقوق شهروندی» اطلاق می‌شود.

شهروندی پویا

شهروندی از این منظر، مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های فردی و اجتماعی است. فعالیتهایی که اگرچه فردی باشند اما برآیند آنها به پیشرفت وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. همچنین است مشارکتهای اقتصادی، خدمات عمومی، فعالیتهای داوطلبانه و دیگر فعالیتهای اجتماعی که در بهبود وضعیت زندگی همه شهروندان موثر خواهد افتاد.

مفاهیم شهروندی

بسیاری براین عقیده‌اند که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی می‌پذیرد.

احترام به قانون و حقوق دیگران: هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند

 بعضی شهروندی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی می‌کنند اما به نظر می‌رسد در دسته بندی کلی می‌توان شهروندی را در مسئولیتهای فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت‌های دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع مختلف می‌توان بخشی ازاین مفاهیم مشترک را عنوان و تکمیل کرد.

مسئولیت‌های اجتماعی

شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود را جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می‌گیرند. شهروندان فعال با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و نهادهای محلی گوناگون نظیر انجمن اولیا و مربیان و سازمان‌های غیردولتی عضویت و فعالیت می‌کنند. شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه‌های عمومی، هیات منصفه یا هیات‌های حل اختلاف، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسیار سودمند خواهد بود.

مسئولیت‌های فردی

• رای دادن:حق رای در عین حالی که، از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت‌های شهروندی محسوب می‌گردد اما در واقع یک امتیاز نیز می‌باشد. کسانی که رای نمی‌دهند در واقع صدایشان در دولت شنیده نمی‌شود.

پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر عوارض قانونی بر اساس درستکاری و راستی و سرموقع می‌باشد.

قبل از هر رای‌گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد.

• خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی دارد، برای جنگ فراخوانده می‌شود. در زمان صلح نیز به صورت خدمت اجباری سربازی و یا داوطلبانه در نیروهای مسلح حاضر می‌شوند.

در بعضی ایالات یا مناطق محلی، ممکن است به افرادی فرمان داده شود تا در دستگیری مجرمین یا برای برقراری صلح و امنیت یا اجرای یک فرمان به کلانتر کمک کنند.

• احترام به قانون و حقوق دیگران: هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند. هر شهروندی می‌بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد.

• پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر عوارض قانونی بر اساس درستکاری و راستی و سرموقع می‌باشد.

مسئولیت‌های دولت

از جمله مسئولیت‌های دولت، خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی جهت ارائه خدمات زیر، به شهروندان است :

خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی دارد، برای جنگ فراخوانده می‌شود.

حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان: توسط پلیس، آتش‌نشانی، امداد در حوادث و بلایای پیش بینی نشده، دادگاه و سامانه قضایی و نیروهای مسلح.

بهداشت و سلامتی: آب و غذای سالم، بازرسی از شیر و گوشت، نگهداری از بیمارستان‌ها.

آموزش : مدرسه‌ها و کتابخانه‌های عمومی.

نگهداری، تعمیر و ساخت جاده‌ها، بزرگراه‌ها و خیابان‌ها و راه آهن.

حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل‌ها و محیط‌زیست.

حفاظت از پس‌اندازها، با بازرسی از بانک‌ها و ضمانت حساب‌های بانکی.

کمک و جبران خسارات : در موارد پیش بینی نشده مانند سیل، زلزله و خشکسالی..

بخش اجتماعی تبیان
شهروندان مسئولیت پذیر چگونه اند؟ شهروند یک شهروند یک عضو رسمی یک شهر، ایالت یا کشور است. این دیدگاه، حقوق و مسئولیت‌هایی را به شهروند یاد آور می‌شود که در قانون پیش بینی و تدوین شده‌اس...
شهر نشینی، پرستیژ یا فرهنگ؟
1393/11/8
شهر نشینی، پرستیژ یا فرهنگ؟

با گسترش شهرها ، معضلات ومشکلات شهری نیز گسترش یافت و به موازات کارکردهای مثبت شهرنشینی صور منفی زندگی جمعی و اجتماعات بزرگ و شهرنشینی چهره نشان داد و عامل پدیدآمدن نهادهای نو و یا تکامل نهادهای قبلی در کنترل و حل معضلات شهری شد . به هر حال آنچه می تواند تضمین کننده ی موفقیت در بهبود وضعیت یا حل معضلات روزافزون جامعه ی شهری باشد ، هماهنگی و تلاش همگون همه ی نهادهای موجود در شهر اعم از دولتی و مردمی است.

انسان، موجود یا به عبارت دیگر پدیده ای است چند بعدی و یکی از مهمترین وجوه او ، بعد اجتماعی بودن اوست . حضور در اجتماعات مختلف و رفع نیازهای مشترک جسمانی و روانی از طریق زندگی جمعی منجر به تکامل انسان است.  بررسی  سیر تکاملی زندگی اجتماعی انسان، مسیری از کوچ نشینی تا حضور در شهر را نشان می دهد.اولین اجتماعات انسانی ،اجتماعات کوچ نشین و همیشه در حال حرکت بوده و این اجتماعات با اکتشاف کشاورزی یا به عبارت بهتر با به وجود آمدن زمینه های معیشت متکی بر کشاورزی و استفاده از دامهای اهلی به طور توام منجر به یکجا نشینی و ایجاد روستا به عنوان اولین اجتماعات و کانون ها ی پیشرفته بشری شد. دو عامل تجارت و امنیت سرآغاز ایجاد شهرها بود . بازار و دژ هسته های اولیه ی  پدید آورنده ی شهرهای بزرگ گردید و سرانجام با به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در غرب و تمرکز عامل صنعت در شهرها ( یا گردآمدن جماعات به دور کانونهای صنعتی ) گسترش شهرها و تغییر در سیمای شهرها پدیدار گشت .اکنون عامل اصلی تعریف شهر یعنی معیشت منحصر به صنعت و خدمات ، آن را از روستا مجزا می سازد . شهرنشینی فرآیندی است که در آن تغییراتی در سازمان اجتماعی سکونتگاههای انسانی به وجود می آید که حاصل افزایش ، تمرکز و تراکم جمعیت می باشد .

رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری، فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور كرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شده و جامعه ها را از پایبندی به یكدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور كرد .

 فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.

در جوامع سنتی روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترك و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افراد نگذاشته است. افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط كار با دیگران روابط برقرار می كنند و به دلیل شغلها و موقعیت اجتماعی متفاوت افراد ،روابط با روابط  سنتی متفاوت است كه در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه با موقعیت اجتماعی افراد است . در نتیجه یکی از معیارهای جامعه شناختی در تفاوت میان شهر و روستا پدیده ی گمنامی است .پدیده ای که خود درعین مورد توجه شهرنشینان بودن، می تواند از عوامل اصلی افزونی مسائل و ناهنجاریهای اجتماعی همچون  جرم و جنایت ، اعتیاد ، طلاق و ... در شهرها نسبت به روستاها باشد .

با گسترش شهرنشینی هر روز شاهد افرادی هستیم که به نوعی خود را از روستا ها و شهرها جدا کرده و به شهرستان نزدیک می شوند . در نگاه اول واژه شهر نشین برای عده زیادی از شهروندان نوعی پرستیژ به شمار می آید. اما این که تا چه حد توانسته ایم شهروندان را با قوانین و حقوق متقابل افراد در قبال یکدیگر در یک زندگی شهری آشنا کنیم جای سوال و تأمل دارد. در جوامع در حال گذر از سنتی به صنعتی هنور برخی از ارزش های گذشته جای خود را به ارزش های جدید که با هنجارهای تازه همخوانی بیشتری دارند، نداده اند و عده ای از مردم با در نظر گرفتن همان رفتارهای گذشته درصدد دستیابی به موفقیت یا وفق دادن خود با هنجارهای کنونی هستند .

وجود معضلات در شهر علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می كند كه شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی و نهایتا سلب آرامش و امنیت و تهدید سلامت جامعه دامن می زند

 یکی از مهم ترین این ارزش ها پذیرش نظم است که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا می کند و عاملیست برای اینکه افراد جامعه به طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و به دنبال آن می بایست قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل بگیرد و افرادی که از این قوانین سرپیچی کنند، از سوی مراجع قانونی، تعقیب و مجازات شوند که این عمل خود باعث بروز بسیاری از مشکلات شهری می شود، زیرا در تمام این مسائل جای خالی موضوعی که خود را در پس واژه فرهنگ شهرنشینی پنهان کرده، به خوبی احساس می شود. فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.
شهرنشین

یعنی در حالی كه مشكلات شهرهای كوچك، متوسط، بزرگ و خیلی بزرگ حل نشده است. تعداد روستاهایی كه تازه تبدیل به شهر شده اند در حال افزایش است و ساكنان این شهرهای تازه تأسیس باید عوارض شهرنشینی را هم بپردازند و مسائلی همچون حمل و نقل شهری ، ترافیک معابر، بیکاری، کمبود یا گرانی مسکن، گسترش جرم و جنایت، آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی، معابری از قبل و بدون ضابطه ایجاد شده اند، کمبود امکانات ورزشی و فرهنگی و روی آوردن به آپارتمان نشینی را تجربه نمایند .

به بیانی دیگر توسعه شهرنشینی و بزرگ شدن شهر ها اگرچه تا حدودی در جهت امنیت و رفاه شهروندان نقش داشته اما نارسائی هایی در زندگی شهروندان به خصوص از نظر اقتصادی و اجتماعی به وجود آورده است که در بسیاری از موارد این نارسایی ها به صورت مسائل حاد جلوه گر و همچنین باعث مخاطره محیط زیست انسانی نیز شده اند. برای مثال زیبایی شهرها، هماهنگی اجزای تشکیل دهنده آن، کارایی مناسب آنها، امکان استفاده شهروندان از عناصر شهری مانند رفاه و کارایی که از مهمترین عوامل شهری است در نتیجه رشد و نمو در مسیر نا موزون و بدون توجه به روابط منطقی بین اجزا، خطرات ایجاد شده در آن بیش از امنیت آن است و به همین علت راحتی و آسایش شهروندان در شهر میسر نمی شود.

در زیر مهمترین عواملی که زندگی شهری و طبیعت شهر نشینی را با مشکل مواجه کرده اند را به طور مختصر معرفی می کنیم:

فقر و عدم تساوی. بیکاری. از هم گسیختگی قوام خانواده. آلودگی صوتی. آلودگی هوا. تراکم بیش از حد جمعیت. کمبود مسکن. مشکلات اجتماعی (جرم و جنایت و...). آلودگی زیست محیطی. کمبود امکانات تفریحی. مشکلات مدیریتی. پراکندگی نا اندیشیده ی شهرها. زاغه نشینی و حاشیه نشینی. کلان شهر ها. وابستگی شهروندان به دلیل مصرف گرا بودن صرف.

همچنین کمبود مسیرهای پیاده، کمبود عرض ناهمواری کلی معابر( سواره و پیاده)، عدم روشنایی مسیرها... معلولین و سالمندان که نمی دانیم به کدامین گناه نکرده جزو کلمات نادیده یا بهتر بگوییم فراموش شده واژه شهر هستند و هزاران مساله دیگر نگفته از جمله این مسائل است،

هر کدام از عوامل فوق به نوعی از معضلات شهر نشینی بوده و کم و بیش میتوان آنها را در شهرهای مختلف ایران مشاهده کرد. اکنون شهرنشینی گرایش غالب در مسکن گزینی انسان امروز است و سالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهرنشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری، کارشناسان بوده و همچنان نیز از محورهای اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است. مسائلی که نیازمند مشارکت و تلاش همگانی در رفع آنهاست و به همین سبب نیز هر روز نهادهایی نو از دل جوامع شهرنشین برای حل معضلات زندگی شهرنشینی سر بر می آورند .همچنین وجود معضلات در شهر علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می كند كه شاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانون گریزی و نهایتا سلب آرامش و امنیت و تهدید سلامت جامعه دامن می زند و جلوگیری از این كار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگی و ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است.

فرآوری : فاطمه برادران

بخش اجتماعی تبیان
شهر نشینی، پرستیژ یا فرهنگ؟ با گسترش شهرها ، معضلات ومشکلات شهری نیز گسترش یافت و به موازات کارکردهای مثبت شهرنشینی صور منفی زندگی جمعی و اجتماعات بزرگ و شهرنشینی چهره نشان داد و عامل پدیدآم...
فرهنگ نداشته شهرنشینی ما
1393/11/8
فرهنگ نداشته شهرنشینی ما

متولیان فرهنگی باید برای ارتقای فرهنگ شهروندی برنامه ریزی کنند

استادی داشتیم که همیشه توصیه می کرد اگر در جمعی مشغول سخنرانی کردن بودید، هیچ وقت صحبت های خود را با گفتن این جمله که اجازه دهید داستانی را برای شما بگویم یا اجازه دهید مثالی بزنم ادامه ندهید.

استدلالش هم این بود که شاید یکی مزه پراکنی کند و از وسط جمعیت بانک برآورد که اجازه نمی دهیم، آن موقع چه خاکی بر سرتان می ریزید؟ ده، دوازده سالی از آن زمان می گذرد و طی این مدت همیشه این گفته استاد آویزه گوش من بوده، تا در زمان سخنرانی قطعا به کار گیرم ولی افسوس و صد افسوس که از آن موقع تا به حال حسرت یک سخنرانی به دل من مانده است.

 

● شباهت من و نیوتن

می گویند نیوتن وقتی سیبی از درخت به زمین افتاد پی به جاذبه زمین برد و مخترع ماشین بخار وقتی به کتری در حال جوش نگاه می کرد به کشفش رسید و من وقتی که پوشک کثیف یک بچه پروازکنان به شیشه جلوی خودروام چسبید، موفق به کشف ۳ نکته مهم شدم، سوم این که وجود شیشه جلو برای خودروها تا چه اندازه مهم و حیاتی است، دوم این که ما چقدر آدم های با فرهنگی هستیم و در نهایت اولین و مهم ترین کشف من این است که دیگر نگران اتمام ذخایر نفتی کشور عزیزمان نیستیم، چون کالای صادراتی جایگزین نفت را پیدا کردیم، ما می توانیم از طریق فروش لوح های فشرده آموزش فرهنگ شهرنشینی به مردم تمام دنیا درآمدی معادل درآمد فروش نفت را داشته باشیم.

 

● ماجرای تهران گردی

هر چقدر که بگوییم ما آدم های بافرهنگی هستیم و از فهم و کمالاتمان تعریف کنیم، باز هم کم گفته ایم، اما چه شد که این موضوع کهنه و نخ نما فرهنگ نداشته شهرنشینی به ذهن من خطور کرد؟

همه چیز از یک تهران گردی شروع شد هر چند این تهران گردی هم بد مرضی است که به جان ما افتاده، اما برای من هم فال است و هم تماشا.

از اول داستان بگویم، تصمیم گرفتم سری به خیابان ها و کوچه های تهران بزنم که شاید سوژه نصفه و نیمه ای پیدا کنم و کارم راه بیفتد، پس رفتم تهران گردی، البته متفاوت با گذشته، این بار نه با اتوبوس و تاکسی و پای پیاده، بلکه با ماشین خودم!

خیلی وقت بود که خیابان های تهران را در روشنایی روز ندیده بودم، فکر پیدا کردن سوژه نگاهم را به اطراف دقیق تر کرده بود، فکر نمی کردم سوژه ای پیدا کنم اما الی ماشاءالله از هموطنان عزیز که نصف بیشتر کارهایشان سوژه بود! از تاکسی گرفتن و دویدن دنبال تاکسی و پارک دوبله و آویزان شدن به میله های اتوبوس و ریختن آشغال در معابر و داد زدن و دادن القاب مختلف به همدیگر و بد و بیراه گفتن به ماشین های در حال عبور و درگیر شدن با یکدیگر و پرتاب آب دهان در امتداد ۴ جهت اصلی و بوق زدن های بی مورد و تنه زدن آدم ها به همدیگر و لایی کشیدن ماشین ها در خیابان های کم عرض و ویراژ دادن اتوبوس ها با شبه آدم های آویزان در آن و لباس های بیگانه با فرهنگ ما و ماجرا هایی شبیه پرتاپ پوشک از شیشه ماشین که قبلا عرض کردم و... وضعیت رانندگی موتورسواران عزیز که خود یک فاجعه به تمام معنی بود، ذوق مرگ! شده بودم از این همه سوژه و نمی دانستم اول در مورد کدام یک از آنها بنویسم که یکدفعه دیدم بالای پل پارک وی هستم، همانجا بود که نگاهم به مردم و کارهای آنها تغییر کرد، نه که از بالا (به خاطر ارتفاع پل) به قضایا نگاه می کردم همه چیز فرق کرده بود، طرز فکرم حداقل هفت، هشت متری ارتقا پیدا کرده بود، به همین دلیل خیلی راحت فهمیدم که همه این مسائل به هم ارتباط دارند، در همین آن صدایی در گوشم پیچید که مرد حسابی پوشک بچه و محتویات داخل آن چه ربطی به مثلا پارک دوبله دارد؟

بعد از این سوال سکوت همه جا را فرا گرفت، جنبنده ای تکان نمی خورد و کسی پلک هم نمی زد، نفس ها به شماره افتاده بود، همه منتظر پاسخ من بودند، خوشبختانه هنوز بالای پل بودم و سطح فکر من هم هنوز بالا بود! پس سریع گفتم: «همه اینها مربوط به فرهنگ نداشته شهرنشینی ماست» همان صدا این بار محکم تر گفت: «پس تو هم فهمیدی» و من پشتم لرزید.

چون اصولا فهمیدن چیز خوبی نیست. اجازه دهید داستانی را با ذکر این نکته که تمام شخصیت های آن واقعی هستند برای شما تعریف کنم، (حالتان گرفته شد، نه؟ صدایتان به من نمی رسد که بگویید نه نمی گذاریم، خاطره ای که اول مطلب برای شما گفتم حتما یادتان هست!) و اما داستان ما از اینجا شروع می شود که ...

... فعلا داستان را نمی گویم، اصرار نکنید نمی گویم، اصلا بی خیال، ما امروز داستان گفتنمان نمی آید! خودتان را اذیت نکنید، ادامه مطلب را بخوانید.

 

● ارتباط شیشه ماشین با زیرسیگاری

اصلا مگر تقصیر ماست که شیشه ماشین ها از زیرسیگاری آن بزرگ تر است؟ خوب شما هم اگر جای یک ته سیگار بودید ترجیح می دادید از شیشه ای به آن بزرگی از ماشین خارج شوید یا در زیرسیگاری کوچک آن له شوید؟ باید خوردو سازهای عزیز ما خودروی طراحی کنند که داخل آن سطل زباله های بزرگی باشد که این گونه مسائل پیش نیاید، ما خودمان دیدیم که یکی از همکاران ما یک سطل زباله داخل خودرواش گذاشته بود و همیشه آشغال هایش را آن تو می ریخت و سطل زباله را ساعت ۹ شب دم در منزلشان می گذاشت.

به دلیل وجود همان سطل زباله این همکار ما نه تنها ته سیگارش را از شیشه ماشین به بیرون پرتاب نمی کرد، بلکه?اصلا سیگار نمی کشید!

تصور می کردید وجود یک سطل زباله ناقابل تا این اندازه در فرهنگ آدمیان اثر گذار باشد.

 

● مردم بی فرهنگ سرزمین دور

اصلا این مشکلات همه جای دنیا هست، یک بار که اشتباها ما را برده بودند به یک جای خیلی خیلی دور، فهمیدیم مردم بی فرهنگ آنجا چقدر بی سواد و بی عرضه اند! یک هفته در خیابان های آنجا چیزهای دیدیم، که بازگوکردن هرکدام از آنها به اندازه صدها لطیفه خنده دار است، اصلا حیف از این همه ماشین های آخرین مدل که زیر پایشان بود، هیچ کدامشان بلد نبودند لایی بکشند با کاربردهای کشیدن ترمز دستی ماشین در حال حرکت هم بیگانه بودند، موتورسوارهای آنها هم به جای آن که کلاه های موتورسواری خود را به فرمان موتورشان آویزان کنند اشتباها کلاه را روی سرشان گذاشته بودند!

مردمان بی کار آنجا سیگارهای خود را در جاسیگاری و زباله های خود را در سطل زباله می ریختند، از همه بدتر ایستگاه مترو و صف اتوبوس آنها بود، همه مثل بچه های کلاس اولی پشت سر هم می ایستادند و سوار اتوبوس یا مترو می شدند، مردمان آنجا فشار زیادی را تحمل می کردند و از ترسشان دم نمی زدند، بیچاره ها به خاطر ریختن زباله داخل خیابان جریمه می شدند، آنها خیلی بدبخت بودند و هرچقدر هم سعی می کردیم با زبان شیرین و سلیس فارسی ارشادشان کنیم فایده ای نداشت و فقط می گفتند: «no understand »

 

● می دانیم و عمل نمی کنیم

نور به قبرت ببارد شاعری که گفتی: «شهر ما، خانه ما» اگر چه از دیوان ننوشته این شاعر همین تک بیت در دسترس است، اما به اندازه سایر دیوان های موجود در دنیا محبوبیت دارد! راستی چرا ما شهر را خانه خودمان نمی دانیم (از این بگذریم که ما اصلا خانه ای نداریم و کل شهر را مثل خانه خودمان می دانیم) .

نمی دانم چه بگویم، فقط مطمئنم که ما همه این چیزها را می دانیم و عمل نمی کنیم، می دانیم پرتاب زباله از شیشه ماشین و ریختن آشغال در معابر نادرست است، اما باز هم انجام می دهیم، می دانیم لایی کشیدن با خودرو و موتور خطرناک است و باز هم می کشیم، می دانیم تنه زدن به دیگران بی ادبانه است اما باز هم می زنیم، الفاظ بد و رکیک را خوب می شناسیم اما باز هم به کار می بریم، می دانیم پارک خودرومان جلوی پارکینگ مردم یا دوبله کنار خیابان چه مزاحمت هایی را برای دیگران ایجاد می کند اما باز هم هرجا دلمان بخواهد پارک می کنیم، می دانیم و می دانیم و همه چیز را می دانیم اما عمل نمی کنیم، شاید هم درست آموزش ندیده ایم اما انصافا برای درست شدن وضعیت فرهنگی خودمان منتظر تغییر دیگران نباشیم و مدام از روی دست دیگران کار های بدشان را تقلید نکنیم، ضمنا درخصوص تغییر فرهنگ رفتاری دیگران دست به اجتهاد نزنیم.

 

● داستان ما و لاک پشت ها

لطفا بیایید از خودمان شروع کنیم هر چند که حکایت ما هم شده حکایت همان لاک پشت هایی که می خواستند به پیک نیک بروند، می دانم داستان لاک پشت ها را نشنیده اید پس بخوانید.

یک روز لاک پشت ها تصمیم گرفتند به پیک نیک بروند، از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه موارد کند عمل می کنند ۷ سال طول کشید تا آماده سفر شوند، بعد از ۷ سال خانواده لاک پشت ها خانه را به قصد پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند، بالاخره در دومین سال سفر خود مکان مناسب و خوش آب و هوایی را برای اقامت پیدا کردند، حدود ۶ ماه مشغول تمیز کردن محوطه بودند، اما سبد پیک نیکشان را که باز کردند تازه متوجه شدند که همراه خود نمک نیاورده اند و می دانید پیک نیک بدون نمک هم یعنی فاجعه، بعد از یک بحث طولانی جوان ترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد، اما لاک پشت کوچولو گفت: «فقط به یک شرط می روم که تا برگشتن من کسی چیزی نخورد»، بقیه لاک پشت ها قبول کردند و لاک پشت کوچولو برای آوردن نمک راهی شد، ۳ سال گذشت... ۵ سال... ۷ سال گذشت، ولی لاک پشت جوان هنوز برنگشته بود، پیرترین لاک پشت که دیگر نمی توانست تحمل کند ساندویچی برداشت و شروع کرد به خوردن، در این هنگام لاک پشت کوچولو فریادزنان از پشت بوته بیرون پرید و گفت: «دیدید؟ می دونستم منتظر من نمی مونید، حالا که اینجوری شد من هم نمی روم نمک بیاورم.»

نتیجه غیراخلاقی داستان این است که بعضی از ما کل زندگیمان صرف انتظار کشیدن برای این می شود که دیگران به تعهداتی که از آنها انتظار داریم عمل می کنند یا نه ؟ و آنقدر نگران کارهایی هستیم که دیگران انجام می دهند، که عملا خودمان هیچ کاری انجام نمی دهیم، اما بدون نتیجه اخلاقی که نمی شود، پس نتیجه اخلاقی این داستان و کل این مطلب این است که اگر قصد داشتید به پیک نیک بروید حتما همراه خود نمک ببرید.

اگر همین یک نتیجه را هم از کل مطلب بگیرید ما رسالتمان را انجام داده ایم و شما هم برای خودتان اسپند دود کنید تا خدای نکرده با این همه هوش و ذکاوت چشم نخورید.

منبع:روزنامه جام جم
فرهنگ نداشته شهرنشینی ما متولیان فرهنگی باید برای ارتقای فرهنگ شهروندی برنامه ریزی کنند استادی داشتیم که همیشه توصیه می کرد اگر در جمعی مشغول سخنرانی کردن بودید، هیچ وقت صحبت های خو...
نقش مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهر نشینی
1393/11/8

نقش مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهر نشینی

فرهنگ شهرنشيني مجموعه اي از قانونمندي هاي حاکم بر زندگي افراد جوامع شهري است که بدون حاکميت اين قانونمندي ها، زندگي شهرنشيني به واقعه اي تلخ، غير قابل تحمل براي پير و جوان و خرد و کلان مبدل مي شود. امروزه يکي از کارآمدترين ساز و کارهاي مديريت شهري براي رسيدن به مناسبات اجتماعي مطلوب و کاهش هزينه هاي وارده بر شهر توجه و برنامه ريزي براي ارتقاي فرهنگ شهرنشيني در بين شهروندان است. آموزش و توانمندي سازي شهروندان براي ارتقاي دانش، تقويت مهارت ها، کسب عادت هاي صحيح زندگي اجتماعي و به روز رفتارهاي مطلوب شهروندي به ويژه در راه بهره گيري مناسبات از امکانات شهري از جمله ضرورت هاي مديريت شهري در توسعه فرهنگ شهرنشيني قلمداد مي شود. بايد توجه داشت مديريت شهري ابزاري است که به وسيله آن مي توان توسعه پايدار فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را به وجود آورد. در چنين فرايندي مديريت شهري به خصوص شهرداري ها، مي توانند به عنوان کارگزاران محلي به بهبود مناسبات اجتماعي شهروندان کمک کنند. از نظر فرهنگي شهر خوب و مطلوب علاوه بر مديريت شهري کارآمد نيازمند شهرونداني آگاه و آشنا به حقوق وظايف شهروندي است. بنابراين مديريت شهري بايد براي آگاه سازي عمومي و ايجاد و ارتقاي فرهنگ شهرنشيني، گسترش شهروند مداري و آموزش شهروندان در زمينه هاي مختلف، کارکرد و فعاليت فرهنگي داشته باشد. مديريت شهري در فرآيند تحول و توسعه شهري نه فقط در ابعاد اقتصادي و عمراني آن نقش و جايگاه ويژه اي دارند بلکه با تغيير و تحولات پر شتاب اجتماعي و فرهنگي و گسترش جمعيت شهرنشيني، بايد براي پاسخ گويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي اسباب و تمهيدات لازم را فراهم کنند. يکي از وظايف مديران جامعه، شناخت و تقويت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعي بر گسترش آن است. از ديگر وظايف مديران، سعي در شناخت نقاط ضعف فرهنگي آن جامعه از طريق اشاعه فرهنگ هاي سازنده است. کالبد شکافي ضرورت مداخله و تاثيرگذاري مديريت شهري در امور فرهنگي و اجتماعي و چگونگي اجرايي شدن آن، يکي از مسائل مهمي است که بايد مورد تحليل و بررسي قرار گيرد. شهروندان ساکن شهر از مديريت شهري و شهرداري ها فقط رسيدگي به وضعيت عمراني، کالبدي و اقتصادي و خدماتي شهر را انتظار ندارند، بلکه فراهم کردن زمينه حمايت اجتماعي، روابط شهروندي، ساماندهي امور اجتماعي و فرهنگي، فراهم کردن امنيت اجتماعي و رواني و نظاير اين ها را مي طلبند.

در روزگار ما، شهرها به ویژه شهرهای بزرگ به کانون‌های ازدحام و تراکم حداکثر فضای کالبدی و جمعیت شهره‌اند. این تراکم فزاینده پیامدهایی اجتناب ناپذیر دارد. هرچند در این مختصر نمی‌توان به پیامدهای اقتصادی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی تراکم در محیط‌های شهری پرداخت، ولی قدر مسلم همه واقفند که موجود انسانی در فضای زندگی شهری دچار معضلات عدیده ای است، از جمله این مسایل و چالش‌ها عبارتند از: آلودگی هوا، آلودگی صوتی، جرم و بزهکاری و انواع کج‌روی های اجتماعی، علاوه بر این زندگی شهری به لحاظ اقتصادی با دشواری‌هایی از قبیل گرانی مسکن و معیشت بیکاری و تورم و چندین نوع مسئله و موانع دیگر مواجه است. حال پرسش این است که در میان انبوه مسایل، چه ساز و کاری برای کاهش پیامدهای پیش گفته قابل تصور است؟ نقش فرهنگ و هنر در ارتقای کیفیت زندگی شهری در این راستا معنا می‌شود. در یک کلام فرهنگ و هنر هر یک و یا توأمان نقش تعدیل کننده دارند. فرهنگ ما را در درک زندگی شهری، روش غلبه بر معضلات و چگونگی پیوند با همنوعان (همه شهروندان) و نحوه ارتباط با محیط شهری یاری می‌دهد و هنر نیز، به ویژه نقش تلطیف کننده دارد. ما انسان‌ها از طبیعت دور افتاده ايم و در شهر و در نوعی»غربت« زندگی می كنيم، در این شرایط هنر به یاری‌مان می‌آید و روان ما را به فراسوی شهر و به پرورشگاه واقعی‌مان، طبیعت نزدیک‌تر می‌کند در زندگی شهری مدرن با همه تنگناها و چشم اندازهای خوب و بد آن، فرهنگ به ما قدرت تفاهم و تعامل سازنده می‌دهد و هنر به ما یادآوری می‌کند که چگونه باید »دوست داشته باشیم« و با قدرت تخیل، تصور و تصویر زیبایی‌ها را تولید و باز تولید کنیم.

مدیریت فرهنگی شهری : رشد و توسعه فرهنگی هر جامعه، مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانه‌ای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی، جامعه را از مرحله‌ای محدود و نامناسب، که فضای تنفس فرهنگی را تنگ کرده عبور دهد و افراد آن جامعه را به بالندگی و توسعه برساند. اگر چنین مدیریتی در جامعه وجود نداشته باشد یا مردم با مدیران ضعیف، کم‌هوش ناآگاه و بی‌تدبیر روبه‌رو باشند طبعا نباید انتظار شکوفایی فرهنگ و مقولات فرهنگی داشت.


اصلاح فرهنگ شهری: برنامه‌ریزی شهرها نیازمند ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده در حوزه فرهنگی و اجتماعی است؛ یعنی شهرداری‌ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت مسکن و شهرسازی، صدا و سیما، سازمان میراث فرهنگی، سازمان تربیت بدنی و برخی دیگر از دستگاه‌ها که هر کدام به گونه‌ای دارای تجربیاتی در برنامه‌های فرهنگی اجتماعی و تفریحی هستند.

نتیجه گیری: ضرورت رویکرد انسان‌شناسانه و فرهنگی به شهر و نهادینه کردن این رویکرد از طریق توسعه برنامه‌های فرهنگی و علمی برای شناخت و درک‌ سازوکارهای اجتماعی فرهنگی، یافتن پدیده‌های بیماری‌زا و تلاش برای یافتن راه حل‌های نزدیک و درونی برای از میان بردن این مشکلات راهی است که باید برای رسیدن به فرهنگ شهری طی کرد
http://www.shora-tehran-shahriyar.ir
نقش مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهر نشینی فرهنگ شهرنشيني مجموعه اي از قانونمندي هاي حاکم بر زندگي افراد جوامع شهري است که بدون حاکميت اين قانونمندي ها، زندگي شهرنشيني به واقعه اي تلخ، غير ...
فرهنگ شهرنشیـنی و لزوم همـکاری شهروندان
1393/11/8
فرهنگ شهرنشیـنی و لزوم همـکاری شهروندان

 برخی از شهروندان با رعایت نکردن آداب شهرنشینی؛ لزوم آموزش فرهنگ شهرنشینی و توجه بیشتر مسؤولین را به این مقوله یادآور می شوند...
به گزارش دیارآفتاب به نقل از نسیم خنداب, فرهنگ در هر جامعه ای نشان دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و مجموعه اخلاقیات و ... مردم است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون نمود پیدا می کند.
فرهنگ شهری را می توان متشکل از ارزش های گروهی معین و هنجارهایی دانست که از آن پیروی می کنند و کالایی مادی پدید می آورند، فرهنگ با زندگی شهری بالیده و راه تکاملی پیموده است، شهر واقعی، فارغ از زمان و مکان، بدون فرهنگ بی معناست.
 فرهنگ شهری پدیده ای کهنسال است که هر روز نو می شود. این فرهنگ، همراه با دگرگونی های شگرف سده بیستم، چنان دگرگون گشته است که با تحولات این مفهوم در گستره تاریخ آن برابری می کند. همه عناصر شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم از فرهنگ متأثر می شوند. بر این اساس می‌توان گفت که شهر مخلوق انسان‌ها بوده و از رفتار و فرهنگ ساکنین خود تأثیر می‌پذیرد.
متأسفانه برخی از شهروندان آداب شهر نشینی را رعابت نمی کنند چنانچه در شهر خنداب عده ای با عبور دام های خود از خیابان های اصلی به فرهنگ شهر نشینی بی اعتنایی می کنند، این در حالی ست که ۹۰ درصد از اهالی خنداب به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند.

 

از شهرنشینی تا شهروندی
شهروندی مقوله ای بسیار پیچیده تر از آن است که در قالب چند واژه به آن پرداخته شود. زیرا از آن برداشت های متفاوتی می شود، اما مفهوم کلی آن علاوه بر حقوق دربردارنده وظایف و تعهدات نیز هست.
یکی از ویژگی های شهر امن این است که همه افراد آن جامعه شهری از شهرنشین به شهروند تبدیل می شوند، خودشان را در قبال همه اتفاقات شهری حتی حفظ فضای سبز و نظافت و تمیزی معابر مسئول می دانند، در حالی که یک شهرنشین فقط دریافت کننده خدمات است و احساس مسئولیت کمتری نسبت به اطرافیانش دارد.
لذا برای افزایش فرهنگ شهری نیازمند آموزش‌های شهری و مشارکت‌های اجتماعی است، اما روند و فرآیند آموزش‌های شهری و بسترسازی جهت پذیرش آموزش‌ها از سوی شهروندان حائز اهمیت بسیار است، شناخت دقیق مسائل و مشکلات زندگی شهری و ساز و کارها و تحلیل آنها برای ایجاد رفتارهای مطلوب و ارتقاء آگاهی‌های شهروندان امری ضروری است.
حضور اجتماعی شهروندان در جامعه شهری، مستلزم ایجاد باور عمومی در افراد، مبنی‌بر مشارکت آنها در تصمیم‌گیری‌های شهری است، در واقع تقویت احساس تعلق به محله و شهر منجر به مشارکت داوطلبانه بیشتر شهروندان خواهد شد، اگر آموزش به یک هدف و مسئولیت تبدیل شود و امکانات توسعه و پیشرفت برای همه ساکنین شهر از همان آغاز کودکی و نوجوانی فراهم شود در آن صورت است که شهر تبدیل به یک شهر آموزش دهنده خواهد شد.

 بنابراین تا زمانی که آموزش‌های اساسی شهری برای شهروندان براساس فرآیند استاندارد صورت نگیرد توفیقی در انجام برنامه سامان‌دهی به دست نخواهد آمد؛ چرا که دیدگاه‌های شهروندان و اقدامات آنان در زمینه‌های ساماندهی مسائل شهری بسیار مهم بوده و به ثمر رساندن و تحقق این مهم، آموزش‌های شهری و مشارکت‌های اجتماعی را می‌طلبد.
فرهنگ شهرنشیـنی و لزوم همـکاری شهروندان  برخی از شهروندان با رعایت نکردن آداب شهرنشینی؛ لزوم آموزش فرهنگ شهرنشینی و توجه بیشتر مسؤولین را به این مقوله یادآور می شوند... به گزارش دیارآف...
چرا با فرهنگ شهرنشینی بیگانه ایم؟!
1393/11/8
چرا با فرهنگ شهرنشینی بیگانه ایم؟!

 

فرهنگ شهرنشینی و شهروندان ما

فرهنگ در هر نوع از  جامعه  نشان دهنده شخصیت ، هویت ، رفتار و کردار ، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و ... اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون نمود پیدا می کند.

فرهنگ شهر نشینی از جمله فرهنگهای کهن است و زمانی که جوامع بدوی وارد مراحل نوین شدند ، قوانین و هنجار های جدیدی را شکل دادند که از این بین مهمترین این تغییرات پذیرش نظم بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد برای اینکه افراد جامعه  به طور منطقی و  قانونمند زندگی کنند وبه دنبال آن قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل گرفت و بتدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها، قوانین ، مناسبات اجتماعی ، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و.. نیز به وجود آمد و افرادی که از این قوانین سرپیچی می کردند از  طرف مراجع قانونی مورد تعقیب و مجازات قرار می گرفتند.

با توجه به آنچه در صدر این نوشته آمد نگاهی به چگونگی فرهنگ شهر نشینی در کشور خودمان بخصوص در کلان شهر ها و به طور اخص در تهران می اندازیم که آیا از فرهنگ شهر نشینی مد نظر کارشناسان و جامعه شناسان برخوردار هستیم یا نه ؟!

اگر منصفانه و با دیدی نقادانه به وضعیت موجود در شهرهایمان بخصوص تهران نظاره کنیم خواهیم دید که با فرهنگ صحیح و اصیل شهرنشینی فاصله زیادی داریم چرا که روزانه و در امور مختلف روزمره بویژه امور اجتماعی، نابسامانی وناهنجاری و  اعمال به دور از فرهنگ شهرنشینی را شاهد هستیم.

پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودروها به داخل خیابان  و یا ریختن آن به نهرهای آب کنار خیابان (که مصیبتها و هزینه های گزاف بعدی را در پی دارد) ، مسافران خواب آلود در کنار ایستگاه اتوبوس که نشانی از نظم و یا صف منظم در بین آنها دیده نمی شود و هر کدام در گوشه ای پراکنده و منتظر رسیدن اتوبوس هستند ،جنگ بر سر سوار شدن به  اتوبوس وقطار شهری و رد وبدل شدن حرفهای رکیک و غیر اخلاقی ،  مزه پرانی و خنک بازی در محافل عمومی از سوی جوانان که در شان یک جوان ایرانی بخصوص تهرانی ! نیست، پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری  روی آنها ، گذاشتن  زباله ها  در یک ظرف روباز و بدون توجه به ساعت اعلام شده از طرف شهرداری – دیرتر یا زودتر - و حتی قرار دادن آن مقابل  خانه همسایه و یا درست کردن تپه ای از زباله در سر کوچه و کشاندن  گربه ها به آنجا و سر و صدای فردا صبح همسایه های وظیفه شناس و  بقیه داستان ،عبور و مرور  بدون توجه به علایم و پل عابر پیاده از خیابان ها و بزرگراه ها ، مزاحمت برای طبقه های همسایه در آپارتمانها بدون در نظر گرفتن آداب همسایگی و قانون آپارتمان نشینی  ، صدمه و خسارت زدن به اموال بیت المال و عمومی – اتوبوسها و مترو-  (که نشان از عقده های فروخفته در این دسته از آدمهاست)، عبور راننده متخلف از چراغ قرمز و دهها  و صدها رفتار و کردار  غیر اجتماعی که هر روزه از سوی برخی از شهروندان سر می زند و ذکر آن در این مقال نمی گنجد ، مواردی هستند که بوضوح آنها را مشاهده می کنیم .

می توان گفت مواردی که ذکر شد فقط قسمت کوچکی از رفتار و کردارهای  نابهنجار و غیر اجتماعی است که همه روزه در شهرمان با آن مواجه هستیم حتی  اگر کسی بخواهد  آداب ، رسوم و قوانین زندگی شهری و شهرنشینی را  رعایت کند با ناسزا ها و متلک گویی های فراوان ( بابا قانون ،بابا منظم، آخر نظمی و ...) مواجه می شود به عبارت دیگر  آنهایی که مسئولیت پذیر تر هستند، بیشتر در معرض خطر و آسیب و دادن هزینه قرار می گیرند در نتیجه به سوی قانون گریزی حرکت می کنند به نحوی که فرار از قانون و ستیز با نظم و انضباط به یک ارزش و هنجار و  رعایت اصول و آداب شهر نشینی به یک امر ضد ارزش  و نابهنجار تبدیل شده و بی مسوولیتی اجتماعی رواج می یابد و در توجیه این عمل همین کافی است که بگوییم چه کسی درست عمل می کند که ما عمل کنیم ،بزرگترها و ... بدترند.

با این تفاصیل و شرحی که گذشت ، براستی  چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی بویژه در پایتخت  این گونه قانون گریزی و نظم ستیزی را سر لوحه کار خود قرار داده اند؟!

شاید در این زمینه مقصر صددرصد مردم و شهروندان نباشند.  جامعه شناسان ما از اینکه دولتمردان  در طول سالهای گذشته به هنجارها و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی کمتر پرداخته و اهمیت داده اند ، انتقاد می کنند و معتقدند ،برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و دستگاههای اداره کننده  لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند و بهنجار است.

 به گفته جامعه شناسان ، زندگی کنونی که بیشتر از نوع شهری است  نیاز به قوانین و  ارتباطات خاصی دارد  که هر گونه قصور ، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین ، موجب بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی و ... می شود و از فردی به فرد دیگر ، خانواده و همکاران در سطوح اداری انتقال می یابد.

آنها معتقدند باید به شهروندان در جامعه ، قوانین مربوط به شهر نشینی یادآوری و  یا آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه ای،  ضمانت اجرایی لازم  فراهم شود و در شرایطی که لازم شد افراد متخلف مجازات شوند.

باید بدانیم که اگر  قوانین مربوط به شهروندان  در جامعه ما ایران یعنی احترام به حقوق دیگران،  وقت شناسی ، عدم ایجاد مزاحمت در موضوعات مختلف برای دیگران  ، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر گونه آلودگی ، ایجاد فضا و محله ای سالم چرا که محله سالم جزیی از زندگی است، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان وتعامل مثبت با آنها و دستگاههای اداره کننده،  احساس مسوولیت نسبت به محیط زندگی ، انجام وظایف قانونی ، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزانه و مناسبات اداری ، ارزش و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و ....مد نظر قرار گرفته و رعایت شود  ، با توجه به بافت پیچیده ای  که شهرها دارند و زندگی در آنها بدون رعایت  قوانین و آداب و رسوم شهر نشینی ممکن نیست، باعث تقویت اساس قوانین شهروندی و فرهنگ شهر نشینی  شده و از بسیاری هزینه های گزاف که مسبب آن ناهنجاری ها و ناملایمات اجتماعی است، جلوگیری خواهد کرد و این مهم توجه ویژه دولت و نهادهای مسوول را طلب می کند تا با ایجاد قوانین مدون و استفاده از نظرات ارزشمند جامعه شناسان و کارشناسان ،جامعه ، شهر و  شهروندانی قانونمند را به ارمغان آورند و شاهد شهر و شهروندانی سالم به دور از ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی که شایسته ماست باشیم!.چرا که مشخصه اصلی و مثبت هویت تاریخی ما فرهنگ شهرنشینیاست با همه ملزوماتش.

 احسان عربی مفرد
http://arabic-e.blogfa.com/post-58.aspx
چرا با فرهنگ شهرنشینی بیگانه ایم؟!   فرهنگ شهرنشینی و شهروندان ما فرهنگ در هر نوع از  جامعه  نشان دهنده شخصیت ، هویت ، رفتار و کردار ، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و ... اهال...
مختصری در رابطه با فرهنگ شهر نشینی، وندالیسم، نا امنی و جرایم شهری
1393/11/8
مختصری در رابطه با فرهنگ شهر نشینی، وندالیسم، نا امنی و جرایم شهری

کلمات کلیدی:

فرهنگ ، شهر ، زندگی شهری،  شهروند ، تخریب اموال شهری ، آسیب شناسی اجتماعی ، سکونتگاه شهری

 
- مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است. طبیعت به او آموخته است که زندگی اجتماعی حیات و بقاءاو را استمرار می بخشد. آدمی به ندای طبیعت و ضرورت گوش فرا داده است. و تلاش نموده است بین خود و جامعه مرز جدایی ترسیم نکند.فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.فرهنگ شهرنشینی، از جمله فرهنگ‌های کهن است و زمانی که جوامع بدوی وارد مراحل نوین شدند، قوانین و هنجار‌های جدیدی را شکل دادند که از این بین، مهم‌ترین این تغییرات پذیرش نظم بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد، برای این‌که افراد جامعه به طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و به دنبال آن، قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل گرفت و به تدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها، قوانین، مناسبات اجتماعی، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و.. نیز به وجود آمد و افرادی که از این قوانین سرپیچی می‌کردند، از سوی مراجع قانونی، تعقیب و مجازات شدند.

- فرهنگ شهر نشینی

فرهنگ شهر نشینی و مدنیت که نوع تکامل یافته زندگی اجتماعی است با محدودیتهای اجتماعی زیادی مواجه است. نحوه و شکل زندگی در شهر امری طبیعی و ذاتی نیست به دیگر سخن آداب و رسوم زندگی شهری مساله ای تعلیمی و آموزشی است که دارای دو طرف است. از یک سو مدیران و مسئولان شهری عهده دار تعلیم دایم زندگی شهری هستند و از سوی دیگر شهرنشینان مکلفند برای ادامه حیات مطلوب در شهر، فرهنگ شهرنشینی را بیاموزند و فرزندان خود را با محدودیتهای ناشی از این فرهنگ آشنا نمایند. البته بسیاری از الزامات زندگی شهری که جزئی از فرهنگ شهرنشینی را تشکیل می دهد به صورت قانونی مکتوب در آمده است. مانند ممنوعیت عبور وسایل نقلیه از چراغ قرمز، ممنوعیت صدمه به وسایل و اموال عمومی، ممنوعیت احداث بناهای مرتفع که سبب اشرافیت به املاک دیگران می شود. به گونه ای دیگر از الزامات زندگی شهری به صورت عرف و عادت مسلم مورد قبول شهروندان قرار گرفته است، لیکن ضمانت اجرایی برای آن در نظر گرفته نشده است. این دسته از الزامات که قسمت اعظم فرهنگ شهرنشینی  را تشکیل می دهند از طرف غالب شهروندان مورد پذیرش قرار گرفته اند مانند این که زباله در زمان خاصی در محلهایی خاص قرار گیرد. عابر پیاده در زمان مجاز از عرض خیابان عبور نماید. معابر برای قرار دادن اشیاء به صورت دائم اشغال نگردد. جویهای آب به عنوان محل ریختن زباله در نظر گرفته نشود، از جمله امور اکتسابی هستند که بایستی توسط شهروندان رعایت شوند.1

اگربخواهیم بادیدی نقادانه به بعضی از روابط حاکم بر جامعه کنونی نگاهی بیاندازیم متاَسفانه خواهیم دید حتی اگر کسی بخواهد آداب، رسوم و قوانین زندگی شهری و شهرنشینی را رعایت کند، با ناسزا‌ها و متلک گویی‌های فراوان ( کدوم قانون،کدوم نظم…) رو‌به‌رو می‌شود. به عبارت دیگر، آنهایی که مسئولیت‌پذیر‌ترند، بیشتر در معرض خطر و آسیب و دادن هزینه قرار می‌گیرند و در نتیجه، به سوی قانون گریزی حرکت می‌کنند، به گونه‌ای که فرار از قانون و ستیز با نظم و انضباط به یک ارزش و هنجار و رعایت اصول و آداب شهر نشینی، به امری ضد ارزش و نابهنجار تبدیل شده و بی‌مسئولیتی اجتماعی رواج می‌یابد و در توجیه این عمل همین بس که بگوییم، چه کسی درست عمل می‌کند که ما عمل کنیم،بزرگ‌ترها و … بدترند. با این تفاصیل و شرحی که گذشت، به راستی چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی این گونه قانون‌گریزی و نظم ستیزی را سر لوحه کار خود قرار داده‌اند؟! شاید در این زمینه مقصر صددرصد مردم و شهروندان نباشند. جامعه‌شناسان ما از این‌که مسئولین شهری و فرهنگی در طول سال‌های گذشته به هنجارها و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی، کمتر پرداخته و اهمیت داده‌اند، انتقاد می‌کنند و معتقدند، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و دستگاه‌های اداره کننده، لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند و بهنجار است. به گفته جامعه شناسان، زندگی کنونی که بیشتر از نوع شهری است، نیاز به قوانین و ارتباطات خاصی دارد که هر گونه قصور، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین، موجب بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و … می‌شود و از فردی به فرد دیگر، خانواده و همکاران در سطوح اداری انتقال می‌یابد. آنان معتقدند، باید به شهروندان در جامعه، قوانین مربوط به شهرنشینی، یادآوری و آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه‌ای، ضمانت اجرایی لازم فراهم شود و در شرایطی که لازم شد، افراد متخلف مجازات شوند. باید بدانیم که اگر قوانین مربوط به شهروندان در جامعه ما ایران؛ یعنی احترام به حقوق دیگران، وقت شناسی، عدم ایجاد مزاحمت در موضوعات مختلف برای دیگران، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر گونه آلودگی، ایجاد فضا و محله‌ای سالم، چرا که محله سالم جزیی از زندگی است، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و تعامل مثبت با آنها و دستگاه‌های اداره کننده، احساس مسئولیت نسبت به محیط زندگی، انجام وظایف قانونی، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزانه و مناسبات اداری، ارزش و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و ….مد نظر قرار گرفته و رعایت شود، با توجه به اینکه شهرستان مهاباد جزو شهرهای مهاجرپذیر است که به مرور  بافت پیچیده‌ای در آن بوجود خواهد آمد و زندگی در آن بدون رعایت قوانین و آداب و رسوم شهرنشینی ممکن نیست، باعث تقویت اساس قوانین شهروندی و فرهنگ شهر نشینی شده و از بسیاری هزینه‌های گزاف که مسبب آن، ناهنجاری‌ها و ناملایمات اجتماعی است، جلوگیری خواهد کرد و این مهم، توجه ویژه دولت و نهادهای مسئول را طلب می‌کند تا با ایجاد قوانین مدون و استفاده از نظرات ارزشمند جامعه‌شناسان و کارشناسان،جامعه، شهر و شهروندانی قانونمند را به ارمغان آورند و شاهد شهر و شهروندانی سالم به دور از ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی، که شایسته ماست، باشیم، چرا که مشخصه اصلی و مثبت هویت تاریخی ما فرهنگ شهرنشینی چند هزارساله است.

 

باز هم متذکر خواهیم شد که فرهنگ شهرنشینی با فرهنگ اداره شهر قرین است به عبارت دیگر همانگونه که شهروندان مکلف به رعایت الزامات شهری هستند، مدیران شهری نیز به عنوان مروجین این فرهنگ عهده دار فرهنگ سازی و رعایت محدودیتهای ناشی از اعمال مدیریت شهری هستند. فرهنگ شهر نشینی بایستی چون موجودی زنده در حال تکامل باشد. این فرهنگ در زمینه ارتباط شهروندان با یکدیگر نیازی به بازنگری و اصلاحات دارد، بیشتر روابط شهروندان تصنعی، خشک و بی روح است، نزدیکی افراد ناشی از قرابت و خویشاوندی نیست بلکه ضرورت زندگی ماشینی آنها را به یکدیگر نزدیک کرده است. در این زمینه توسعه فرهنگ روستایی که توام با عطوفت و همدلی و همگرایی است توصیه می گردد. توجه بیشتر به محلات و تشکیل شوراهای محلی گامی در جهت رسیدن به این مقصود است.

 

- مقدمه

گاه گاه شنیده میشود  شیشه های اتو بوسهای عمومی شکسته شده اند، دربها و صندلیهای ورزشگاهها شکسته شده اند، گوشی تلفنهای عمومی کنده شده اند، بر روی درختان و نیمکتهای پارکها عباراتی به یادگار نوشته شده است، سطلهای زباله جدا گردیده اند، کابلهای برق پاره شده اند، بر روی دیوارهای سرویسهای عمومی نیز عباراتی نوشته شده است، محافظ کیوسکهای تلفن با فندک سوزانده و سوراخ شده اند و کودکان در تخریب اموال عمومی از یکدیگر سبقت گرفته اند ؛ این نوع رفتارهای مخرب و خشونت آمیز به عنوان وندالیسم مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

- وندالیسم

در فرهنگ لغات بیگانه از وندالیسم به عنوان دشمنی با علم و هنر ، وحشیگری و خرابکاری و از کلمه وندال به عنوان خرابگر(کسی که از روی حماقت یا بد جنسی اشیاء هنری یا همگانی را خراب کند). این واژه بر اساس فرهنگ آکسفورد در سال 1663 میلادی به تخریب جاهلانه یا آگاهانه هر چیز زیبا ، محترم و حفاظت شده ای اطلاق می شد. این واژه به تدریج گسترده تر شد و هرگونه رفتار مخرب ، بی پروا ، بی فرهنگ و بی رحمانه را در بر می گرفت.

1-1-  تاریخچه و وجه تسمیه واژه وندالیسم

وندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی از اقوام ژرمن _ اسلاو به شمار می رفت که در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه اودر و ویستول زندگی می کردند.2 آنان مردمانی جنگجو، خونخوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمینهای اطراف قلمرو خود تخطی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه می پرداختند. روحیه ویرانگرانه قوم وندال سبب گردیده است که در مباحث آسیب شناسی کلیه رفتارهای بزهکارانه ای که به منظور تخریب آگاهانه اموال ، اشیاء ومتعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای به وندالیسم منتسب گردد.

این تعابیر بویژه در حیطه هنر و آثار هنری رواج یافت. به عقیده صاحب نظران رفتاری را می توان وندالیسم خواند که ضمن دارا بودن جنبه های خشونت و تخریب ویژگیهای ذیل را دارا باشد :

الف) صدمه به چیزهایی که متعلق به دیگران است

ب) صدمه به اموال عمومی

ج) در کل هر خسارتی که دیگری باید آنرا جبران کند .

 اگرچه بزعم آسيب شناسان اجتماعي همه صور و انواع نابهنجاريها و نژندي هاي اجتماعي چون سرقت، قتل، قمار، قاچاق، خودكشي، فحشاء، اعتياد، الكليسم، ونداليسم و نظاير آن چه بمثابه انحراف  (كجروي ) و چه در زمره بيماري يا اختلال، معلول ناسازگاري هایي است كه بر روابط فرد و جامعه حاكم است، مع الوصف بايد توجه داشت كه در همه دوره هاي تاريخي بنا به ماهيت و طبيعت ساختارها، سازمان ها، نهادها و روابط اجتماعي توليد  از يكسو و سرشت رواني و طبيعت زيستي انسان از سوي ديگر، اشكال، صور و انواع خاصي از كجروي ها، اختلالات و ناهنجاريهاي اجتماعي در جوامع بشري بروز و نمود يافته است. از اين رو در برخي از دوره هاي تاريخي بعضي از رفتارها را در جوامع ، رفتارهاي نژند، مذموم و يا كجرو تعريف كرده اند، رفتارهاي نژند جديدي نيز كه خاص شرايط و جامعه جديد است، مطرح شده اند.

به عبارت ديگر با تغيير ساختارها و مناسبات اجتماعي، بايدها و نبايدها، سنجه ها و ملاك هاي سلامتي و بيماري اجتماعي، ارزش ها و هدف هاي فرهنگي و نحوه برداشت، طرز تلقي و ارزيابي هاي افراد نيز متحول و دگرگون گرديده اند. اين خود نه تنها اشكال و انواع جديدي از نابهنجاريها را پديد آورده است، بلكه ميزان شيوع و رواج و نيز معني و مفهوم آن را تغيير داده است. شايد سخن دوركهايم  (1343) شاهد صائبي بر اين مدعا باشد كه : "جنايت در واقع تعيين كننده مرزهاي وجدان اجتماعي و اخلاق جمعي است. بدين گونه جنايت با وجدان جمعي بستگي دارد. اگر وجدان جمعي دگرگون شود و تحول يابد مفهوم نابهنجاري نيز دگرگون مي گردد و تحول مي يابد."

 ونداليسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهكاريهايي است كه در جامعه جديد  نمود و ظهور يافته است.

 ژانورن  (1963)، ويلكينسن  (1995)، هوبر  (1991) و گلداستون  (1998) آن را مرضي مدرن و نوظهور دانسته اند كه به مثابه معضلي اجتماعي  تا نيم قرن پيش مطرح نبود.امروزه در بسياري از شهرها ونداليسم بصورت يك مشكل اجتماعي حادّ مطرح است كه نه تنها سلامت و امنيت جامعه را به مخاطره مي اندازد، بلكه هزينه هاي مالي گزافي را تحميل ماليات دهندگان و ساكنين اين شهرها مي كند. برخلاف بسياري از جرائم و انحرافات، آثار ونداليسم مشهود و پيداست.در سبب شناسي ونداليسم، پژوهشگران و اهل تحقيق متذكر شده اند كه آن چون اغلب اشكال رفتارهاي بزهكارانه معلول عوامل و شرايط متعدد و متفاوتي است. از اين رو وقوف به ماهيت فرآيند ونداليسم بعنوان يك مجموعه بهم بسته و پيوسته نيازمند بررسي عوامل مختلفي در ارتباط و همبستگي با يكديگر است. وندالیسم با انگیزه های مختلفی صورت می گیرد گاه انتقام جویی از جامعه و عملکرد مسئولین شهری موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز می گردد گاه تفریح و پرنمودن اوقات فراغت سبب میشود اموال عمومی مورد صدمه و تخریب قرار گیرد در شدیدترین حالت انگیزه های سیاسی که به قصد مقابله با نظام حاکم یا تغییر نظام سیاسی صورت می گیرد موجب بروز رفتار وندالیسم می گردد. بمب گذاري با هدف تخريب اموال عمومي، استفاده از مواد منفجره نظير ترقه و بمب دستي به منظور آسيب و تخريب برخي از متعلقات اشخاص حقيقي و حقوقي و موارد عديده ديگر از رايج ترين صور رفتار بزهكارانه و ونداليستي در جامعه مدرن است. توسعه جامعه مدرن خصوصاً شهرها و تحولاتي كه در سطح ساختارهاي اجتماعي و روابط و مناسبات جمعي در دوران جديد بوجود آمده تمامي شئون و جنبه هاي مختلفه زندگي فردي و اجتماعي را متأثر ساخته و در دنياي امروز روابط انسان ها در معرض تغيير و تحول و پيچيده تر شدن دائم و مستمر قرار دارد. تمدن ماشيني امروز كه به دنبال خود توسعه شهرهاي صنعتي ايجاد محلات پرجمعيت، تغيير زندگي ساده قديمي و تبديل آن به يك زندگي پرتجمل و پيچيده، تغيير زندگي ساده و مبتني بر روابط عاطفي و همدلي به يك زندگي مبتني بر روابط رسمي و بيروح همراه با فردگرايي مفرط، رقابت سرسختانه و عقل گرايي، درآميختگي سنت هاي كهنه و نو، تضعيف انسجام و همبستگي اجتماعي، شكست ها و عقده هاي رواني پنهاني و اميال سركوب شده و آرزوهاي ناكام مانده و تشديد احساسات درماندگي، سرخوردگي، ناتواني و اجحاف را به ارمغان آورده است، پي آمد ديگري نيز داشته و آن عصیان روزافزون انسان ها علي الخصوص نسل جوان در برابر واقعيات اجتماعي و نيروهاي سركوب گر بيروني است. به ويژه سرپيچي و عدم متابعت از قواعد و سنجه هاي حاكم بر روابط اجتماعي و طغيان بر عليه نظم دستوري جامعه و واكنش به محرك هاي بيروني در فرم عكس العمل هاي منفي يكي از مهم ترين و شاخص ترين واكنش هاي رفتاري برخي از گروه ها و افراد در جامعه امروز است. به زعم هوبر (1991) و ويلكينسن (1995) عصيان روزافزون انسان، علي الخصوص نسل جوان، در برابر تحميلات اجتماعي و نيروهاي قاهر و سركوبگر بيروني نه تنها مبين احساس اجحاف و درماندگي  آنها بلكه گوياي خشم و پرخاشگري آنان در اثر احساس اجحاف و درماندگي است. از اين رو ونداليسم مرضي نوظهور و مدرن در جامعه جديد است كه عكس العملي است خصمانه و واكنشي است كينه توزانه به برخي از صور فشارها، تحميلات ناملايمات، حرمان ها و اجحافات بيروني و اجتماعي. در متون جامعه شناسي انحرافات  و آسيب شناسي اجتماعي ، ونداليسم كراراً به مفهوم داشتن نوعي روحيه بيمارگونه به كار رفته كه مبين تمايل به تخريب آگاهانه، ارادي و خودخواسته  اموال، تأسيسات و متعلقات عمومي است (ويلكينسن، 1995؛ كلارك  1991).

ونداليسم، در اين معني، از بلاهاي جوامع امروزي است كه در گذشته ديده نشده است. «وندال هاي كهن »، در هجوم هاي وحشيانه خود، چيزي را ويران مي كردند كه خود نساخته بودند، اما «وندال هاي مدرن »، چيزي را نابود مي سازند كه از آن جامعه خودشان است. از اينرو ژانورن ازونداليسم بعنوان نوعي بيماري جهاني خرابكاري در قرن حاضر و عصر مدرن و بمثابه پديده اي جهاني نام مي برد و آن را بگونه اي مجاز به تخريب آثار هنري، دشمني با علم و صنعت و آثار تمدن اطلاق مي كند. بهمين علت است كه اغلب روحيه اي را كه تمايل به نابودي آثار هنري، تخريب اموال عمومي و همه چيزهاي زيباي ديگر را دارد روحيه ويرانگر يا متمايل به خرابكاري (ونداليسم ) مي خوانند.

 ميير  و كلينارد  (1975) در تعريف ونداليسم متذكر مي شوند كه :

 «ونداليسم عبارت است از تخريب ارادي اموال و متعلقات عمومي به صورتي مداوم و مكرر»

 انحرافات همچنين برحسب اينكه رفتار انحرافي ناآگاهانه صورت مي گيرد و يا خود كنشگر به عمل منحرفانه خود آگاهي دارد به دو نوع انحراف ناآگاهانه و انحراف آگاهانه تقسيم مي شود:

 چنانچه عملي از روي ناآگاهي و بدون قصد و نيتي در باب نقض هنجارها و قواعد اخلاقي از سوي فرد صورت پذيرد كه با هنجارها و ضوابط اجتماعي مقرره مغاير باشد، اين نوع عمل نابهنجار را انحراف ناآگاهانه مي گويند.در مقابل انحراف آگاهانه به انحرافي اطلاق مي شود كه در آن فرد يا افراد بطور هدفمند و دانسته و مبتني بر قصد و نيتي به رفتارها و اعمالي دست زنند كه با ارزش ها و هنجارهاي جاري جامعه منافات داشته باشد (شيخاوندي، 1353).

 «... مدارس هدف نخستين وندال هاست. آنان شيشه كلاس ها را مي شكنند، اشياء منقول، وسايل آموزشي و لوازم التحرير مدرسه را تخريب مي كنند يا به سرقت مي برند. كتابخانه ها اعم از كتابخانه هاي محيط هاي آموزشي و يا كتابخانه هاي عمومي به نحو گسترده و وسيعي تحت تاراج وندال ها و تخريب و تهاجم آنها قرار دارند. صفحاتي از كتاب ها با عناوين و موضوعات مختلف بريده يا كنده مي شوند. در مواردي كل كتاب مورد تخريب و آسيب قرار مي گيرد. علاوه بر مدارس كليه تأسيسات، اموال، متعلقات و اماكن و وسايل عمومي نظير وسايل حمل و نقل عمومي، وسايل ارتباطي، علائم ترافيك، پل ها، جاده ها، پارك ها، سينماها و تئاترها، بيمارستان ها، ترمينال هاي مسافربري، گالري ها و موزه ها، گورستان ها، عبادتگاه ها، هتل ها، خوابگاه ها و نظاير آن به وفور و كراراً در معرض تخريب و آماج يورش خصمانه وندال ها قرار دارند» (مییر و کلینارد ،1975).

در شهرها بعلت تراكم جمعيتي، تراكم اخلاقي، وجود پاره فرهنگ هاي مختلفه، تشتّت ارزش ها، رقابت، فردگرائي و تضعيف روحي جمعي و انسجام مكانيكي و غلبه همبستگي ارگانيكي، انفكاك، بيگانگي، انحراف و جداافتادگي فرد از جامعه و هنجارهاي اجتماعي و تجلي شرايط آنوميك  بيش از مناطق روستائي مشهود است.

2-1- چاره اندیشی و راههای مقابله با پدیده وندالیسم :

برای مقابله با این پدیده (وندالیسم) باید این اندیشه را القاء کرد که اموال شهر متعلق به عموم شهروندان است و صدمه به این اموال ،  صدمه به مالکیت خود محسوب می گردد . هر قدر تعهد عمومی نسبت به اموال شهر افزایش یابد وندالیسم نیز متقابلاً کاهش خواهد یافت.

البته این موضوع ارتباط تنگاتنگی با مساله فرهنگ شهرنشینی دارد. علاوه بر این تجدید نظر در ساختار و نحوه استقرار تاسیسات و پاره ای از اموال عمومی ، تغییر مبلمان شهری مانند استفاده از گلدانهای سنگی و افزایش ارتفاع تیرهای برق و افزایش نظارت رسمی و علی الخصوص نظارت مردمی و مراقبت مضاعف دستگاههای مسئول از جمله عوامل دیگری است که در کاهش پدیده وندالیسم موثر است.

 

- مقدمه

امنیت ، احساس آرامش و اطمینان از عدم تعرض به جان ، مال و سایر حقوق انسان است. این ارزش انحصاری یکی از ضرورتهای زندگی فردی و اجتماعی است. امنیت عمومی مبهم و پیچیده است این مفهوم در سیر حیات خود دایماً دچار تحول شده و از مفهومی به مفهوم دیگر تغییر یافته است.... در دیدگاه مدرن امنیت معطوف به قدرت و تامین زندگی امن و مرفه انسان و حفاظت از عاملان آن یعنی متخصصان و صاحب نظران می شود و نسبت به دیدگاه پست مدرنیسم معطوف به معنا در زندگی انسانی و تاکید بر لذت گرایی و معناگرایی اراده و خلاقیت انسانی است و بالطبع پیچیده شدن مفهوم امنیت در دیدگاه اخیر باعث گردیده که برای تامین و تحکیم آن عدم انعطاف و به کارگیری شیوه ها ابزارها و متدهای مختلف را شاهد باشیم...

- نا امنی و جرائم شهری

در زمانهای گذشته خندقها و حصارهای اطراف شهرها حریم امنی را برای شهر و ساکنان آن ایجاد می کرد. به این ترتیب شهر از تعرض بیگانگان مصون می شد.امروزه بیش از آنکه احساس نا امنی ، ناشی از دشمنان خارجی باشد ریشه در درون شهرها دارد، متاسفانه خشونت به نحو چشمگیری افزایش یافته است و افراد سالخورده ، کودکان و زنان و دختران جوان بیش از سایرین در معرض رفتارهای مجرمانه قرارگرفته اند. عدم امنیت در شهرناشی از عوامل طبیعی و انسانی است و جرایم سهم بسزایی در نا امنی شهر دارند. از نظر تاریخی روابط میان شهر ، شهرنشینی و بزهکاری در اواسط سده نوزدهم میلادی شدیداً مورد توجه واقع شده است. از یک سو بزهکاری شهر از نظر کمی از بزهکاری روستایی بیشتر است و از سوی دیگر شهرنشینی دارای پیامدهایی بر اشکال بزهکاری است. در مناطق روستایی بزهکاری خشونت آمیز و فیزیکی بیشتر اتفاق می افتد، حال آنکه در شهرها بزهکاری سودجویانه بیشتر ارتکاب می یابد.3

البته بین شهر به عنوان بزرگترین سکونتگاه انسانی و جرم به عنوان فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است رابطه علیت فلسفی وجود ندارد.شهر زمینه را برای ارتکاب پاره ای از جرائم مستعد می کندو تبهکاران را در ارتکاب جرم مصمم تر می سازد.

 نباید فراموش کرد که مجرم انسان حسابگری است که سود و زیان حاصل از ارتکاب جرم را می سنجد و چنانچه هزینه های جرم از منافع آن بیشتر باشد از ارتکاب آن منصرف خواهد شد. مسائلی همچون احتمال دستگیری، شناخته شدن توسط مردم یا پلیس، نوع برخورد مقامات قضایی، شدت یا خفت مجازات در تصمیم گیری مجرم موثر است. شهر خصوصاً شهرهای بزرگ و پر جمعیت که شلوغی و گمنامی خصوصیت آنها است، محیطی مناسب برای پناه گرفتن مجرمین محسوب می شوند((شناخت))عامل بازدارنده و مهمی است که مجرمین را از ارتکاب جرم منصرف می کند. در روستاها و محلات شهری که ((شناخت محلی)) وجود دارد نظارت جمعی مانع ارتکاب جرم است. به نظر نگارنده جرائم شهری تحت تاثیر دو عامل مهم قرار دارد. عامل اول به خاص شهروندان و ساختار جامعه شهری مربوط میشود. تضاد فرهنگی بدلیل مهاجرت افراد مختلف و تغییر بنیان فرهنگ شهری ، اختلافات طبقاتی ، احساس بی هویتی و عدم تعلق به محیط شهری ، تغییر در ارزشها و هنجارها ، سست شدن بنیان خانواده ، تضاد بین اهداف و وسایل رسیدن به اهداف از جمله عوامل زمینه ساز ارتکاب جرائم شهری محسوب می شوند. و چنانکه در بخش قبل (وندالیسم) نیز بدان اشاره شد همین موارد نیز سبب و زمینه ساز پدیده وندالیسم در شهرها می باشند. عامل دوم به فرم کالبدی شهرها و شکل ساختمانها و بناهای شهری مربوط می شود. وجود سکونتگاههای غیر رسمی در حاشیه شهرها ، تاریکی معابر و زیر پلها ، اشکالات هندسی خیابانها و میادین ، راههای دسترسی غیر مجاز به بزرگراهها ، تراکم بیش از حد ساختمانهای بلند و مرتفع ، وجود ساختمانهای نیمه ساخته رها شده و مخروبه ، توسعه بی رویه شهرها از جمله عوامل جرم زا هستند.

واقعیت این است که کلان شهرها آستانه تحمل و گذشت شهروندان را کاهش داده اند. گازهای آالاینده که توسط وسایل نقلیه تولید می شوند بر سلسله اعصاب تاثیر گذاشته و افراد را کم طاقت می کنند به نوعی که در مقابل کوچکترین تحریکی از خود واکنش نشان می دهند . از طرف دیگر تراکم جمعیت شهری که باعث تجمع اجباری افراد در مکانهای خاصی میشود برخوردهای قهرآمیز و تواَم با خشونت را ایجاد می کند.در سکونتگاههای شهری فضاههای اختصاصی به حداقل کاهش می یابدو در مورد استفاده از فضاهای مشترک اختلاف ایجاد می شود. در شهرها به دلیل وجود منابع مالی سرشار و استقرار ادارات دولتی ، جرائم مالی و خدعه آمیز و سودجویها و فساد مالی شایع است.

 

برای مقابله با جرائم شهری یعنی جرائمی که شهر به نوعی در تحقق آن موثر است پیشنهاد می گردد : اولاً از توسعه بی رویه شهرها به صورت عمودی و افقی جلوگیری شود و از تشکیل شهرهای میلیونی و کلان شهرها ممانعت به عمل آید. ثانیاً محلات شهری بازشناسی شوندو ضمن تشکیل شوراهای محلی ، امکان مراوده و شناخت اهالی فراهم گرددو رابعاً اماکن تفریحی و ورزشی و آموزشی برای پر نمودن اوقات فراغت ایجاد گردد. خامساً از ایجاد ساختمانهای بلند و مرتفع که سبب اشرافیت بر املاک مجاور و سلب حقوق ارتفاقی مجاورین می شود، جلو گیری به عمل آید. سادساً برای تامین مسکن مناسب در خارج از شهرها و آن سوی کمربند سبز شهرها ، شهرکهای جدید احداث گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 1- شهردار یکی از شهرهای کوچک نداشتن فرهنگ شهرنشینی را یکی از مشکلات اداره شهر خود دانسته و می گوید مردم منطقه هنوز با فرهنگ شهرنشینی آشنا نشده اند، شغل اغلب آنان زراعت و دامداری است به طوری که ما از یک طرف فضای سبز درست می کنیم و از طرف دیگر فلان دامدار با دامش وارد شهر می شود و آن را از بین می برد، حتی دیده شده است که به تاسیسات برق و لوله کشی آب نیز صدمه می زنند (ماهنامه شهرداریها، ش 28، ص 11، مشکلات شهرهای کوچک)

2- معنای تاریخی و ریشه واژه وندالیسم از کلمه وندال اخذ شده است. قبیله ای از نژاد ژرمن ها در شرق اروپا که غرب را همواره مورد تاخت و تاز قرار می دادندو در قرن چهارم و پنجم می زیستند. این قبیله در 445میلادی، امپراتوری رم را غارت و بر آن چیره شدنداز این افراد عموماً به عنوان تخریب گرایان هنر، تمدن و ادبیات مردم یاد می شود. در نهایت هم به آفریقای شمالی مهاجرت کردند.اعمال آنان با جهل سعبانه همراه و از هرگونه اندیشه عاری بود (ماهنامه شهرداریها، ش 25، ص 13، مرتضایی، رضا، طراحی، ابزار مقابله با تخریب گرایی(وندالیسم)در محیط شهری)

3- نجفی ابرندآبادی، دکترعلی حسین، هاشم بیگی، حمید، دانشنامه جرم شناسی، ص34

 

 

 منابع و مآخذ :

 

- حقوق شهری و شهر سازی، غلامرضا کامیار(وکیل پایه یک دادگستری)، انتشارات مجد، چاپ چهارم، 1389، تهران

- فرهنگ شهرنشینی را بهتر بیاموزیم، روح اله بهشتی، مقاله ای در رابطه با شهر دزفول

- وندالیسم، دکتر علیرضامحسنی تبریزی،انتشارات نشرآن، 1383

- ماهنامه شهرداریها شماره 25و 28

 -نقش علوم رفتاری در طراحی محیط(مبانی روانشناسی محیط طراحی شده)، پرفسور جان لنگ، ترجمه دکتر علیرضا عینی فر، انتشارات دانشگاه تهران،  چاپ دوم ، 1383

- خشونت و نا امنی شهری، محمد رضا گودرزی، الن بویر، اگزویه روفر، انتشارات مجتمع علمی و فرهنگی مجد، 1382

ادریس عبدالله پوری(مهندس معمار)
فارغ التحصیل دانشگاه روزبهان مازندران(ساری)
http://www.mahabadcity.ir
مختصری در رابطه با فرهنگ شهر نشینی، وندالیسم، نا امنی و جرایم شهری کلمات کلیدی: فرهنگ ، شهر ، زندگی شهری،  شهروند ، تخریب اموال شهری ، آسیب شناسی اجتماعی ، سکونتگاه شهری   ...
فقر فرهنگ شهر نشینی
1393/11/8
فقر فرهنگ شهر نشینی

فقر فرهنگ شهر نشینیسالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهر نشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری ، کارشناسان و طراحان شهری بوده و همچنان نیز از محور های اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است.
زیبایی شهر ها ، هماهنگی اجزای تشکیل دهنده آن ، کارایی مناسب آنها، امکان استفاده شهروندان از عناصر شهری از بعد منظر ، رفاه و کارایی از مهمترین عوامل شهری است.راحتی و آسایش شهروندان در شهر تهران که حاصل سالها رشد و نمودر مسیر نا موزون ،بدون توجه به روابط منطقی بین اجزای آن است به دلیل اینکه خطرات ایجاد شده در آن بیش از امنیت آن است میسر نمیشود.
البته در سالهای اخیر سعی شده است تا این تعادل بیشتر به سمت آسایش و امنیت سوق پیدا کند، که نتیجه نتایج پایدار و گسترده ای به دنبال نداشته است، از این رو در این کلاف تو در تو و سردر گم باید سعی کرد از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد.
ما اکنون شهری داریم با مسائل و مشکلات بسیار که چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن باید زندگی کنیم در واقع ما وارث معضلاتی هستیم که خود بر خود تحمیل نموده ایم و گریزی از آن نیست. و تنها با همکاری و همیاری و تعاون و تعامل باید سعی در اصلاح ان داشته باشیم و در واقع باری بیش از آنچه هست برآن میفزاییم.
در تمام این مسائل جای خالی موضوعی که خود را در پس واژه فرهنگ شهر نشینی پنهان کرده ، به خوبی احساس میشود.
کمبود مسیر های پیاده ، کمبود عرض ناهموار ی کلی معابر( سواره و پیاده)، عدم روشنایی مسیر ها ... معلولین و سالمندان که نمیدانم به کدامین گناه نکرده جز کلمات نادیده یا بهتر بگویم فراموش شده واژه ی شهر هستند ... و هزاران مسئله دیگر نگفته ، که به این موضوع ارتباط مستقیم دارد ، از جمله این مسائل است ، از سوی دیگر میدانیم که ترمیم و اصلاح کمبود ها و نواقص اشاره شده ، هزینه هایی به دنبال دارد که باید متحمل شد و پرداخت شود که از آن گریزی نیست.
عبور از عرض خیابانها باید تنها از تقاطع ها و محل خط کشی عابر پیاده صورت بگیرد و عبور از بزرگراهها نیز به طور کلی غیر قانونی است و مخاطره آمیز.لذا استفاده از زیر گذر و رو گذر به طور اکید و جدی لازم است. در کشور ما و به خصوص در کلان شهر ها کم توجهی به قوانین و مقررات شهری از سوی شهروندان کاملا عادی شده و علیرغم صرف هزینه های بسیار برای تبلیغ در خصوص آموزش همگانی ، از سوی نیروهای انتظامی، راهنمایی و رانندگی و رسانه های جمعی همچنان رعایت نمیشود.
با نگاهی به عملکرد شهرداری ها و هزینه های صرف شده جهت جلوگیری از تخلف شهروندان ( پیاده و سواره) به این اصل می رسیم که چنانچه فرهنگ شهرنشینی و شهروندی خود را با تمام مشکلات شهری موجود بالا برده و تقویت کنیم، قادر خواهیم بود تا این مبالغ هنگفت را در جای خود هزینه کنیم تا معضلات موجود به حداقل خود برسد و شاهد شهری زیبا و عاری از آهن کشی و بتن کاری های معابر و غول سیمانی حاکم بر شهر باشیم.
http://urbanization.blogfa.com
فقر فرهنگ شهر نشینی فقر فرهنگ شهر نشینیسالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهر نشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری ، کارشناسان و طراحان شهری بوده و همچنان نیز از محور های اساسی طراحی شهری برطرف...